به سروشانه خوش آمدی!

من هادی احمدی هستم؛ نویسنده، شاعر و مدرس ITIL.

به‌شدت وسواس دارم روی سبک منحصر نوشتن، معنا و پیام!

اینجایی که هستید وب‌سایت هادی احمدی است؛ وب‌سایت شاعری با تخلص سروش که به‌منظور به اشتراک‌گذاری آثار، ایده‌ها، مقالات، دانستنی‌ها و تجربیاتم ایجاد شده. هر صفحه‌اش، داستانی منحصر به فرد دارد و نگاهی عمیق و چند بعدی را داراست که بی‌پروا نوشتمش؛ از مطالب آموزنده‌ی تخصصی در حوزه‌ی فناوری اطلاعات و ITIL گرفته تا روزنویس‌های دغدغه‌وار، صفحاتی از کتاب‌هایم، اشعار و…
اینجا مکانی است برای کشف، یادگیری و آگاهی؛ شما را از دانستی‌هایم بی‌نصیب نمی‌گذارم پس مرا از نظراتتان بی‌نصیب نگذارید. حرف‌های تازه‌ای دارم که بسیاری از آن‌ها را نوشته‌ام و خواهم نوشت. حرف‌های مگو، حرف‌های بی‌پروا، تابوهای شکستنی!

فقط یک هشدار مهم!

توی صفحه سروشانه که آمدی خیلی مراقب باش! نوشته‌هایی دارد که مناسب هر سن و هر مقامی نیست. اگر اسم و رسم و جایگاهِ عصاقورت‌داده‌ای داری که نگرانشی، اگر زیر سن قانونی یا زیر سن درک مطلب هستی و یا اگر روحیه‌ی خیلی لطیف و حساس‌تر از من داری، این صفحه اصلاً جای خوبی برای حتی اسکرول کردن و ورق زدن هم نیست… چیزهایی دارد که ممکن است دلت را برنجاند. ذهنت را بخراشد، نگاهت را منفی و یا تغییر دهد. من یک مشاهده‌گرنویسم، یک تجربه‌نویس، یک انسان رها چو تخته‌پاره بر موج؛ یک نویسنده‌ی بی‌قید و بی‌تعارف و آزاد از هر تابویی.

×××

اینجا سه تا ضربدر همیشه دارد! قلم که نه، ولی انگشت می‌فرسایم بر صفحه‌کلید تا آنچه را دیده، شنیده و یا اندیشیده‌ام بدون هیچ پرده‌ای برایت بازگو کنم…. جنبه‌داری و خایه‌داری، شرط اول حضور در این صفحه است چه زن باشی چه مرد!

بی‌صبرانه منتظرم تا ببینم این نوشته‌ها چه کمکی به شما کرده؟

به قلم من، اینجا چه چیزهایی در انتظار شماست؟

آخرین نوشته‌های من:

و هزاران مطلب منحصر و یکتا را از این شیدای نوشتن بخوانید….

جستجو

اسفند ۱۷, ۱۴۰۲

نقاط کور ذهن!

یک جنین بیست هفته‌ای تا زمانی که مبدل به یک کودک شیرخواره می‌شود دارای عقل و آگاهی است اما محدود، […]
اسفند ۱۷, ۱۴۰۲

رهای انتخاب!

می‌گویند در گذشته زنان به دنبال انتخاب مردانی بودند که از نظر جثه، قوی‌تر و عضلانی‌تر بودند و زنان امروز […]
اسفند ۱۷, ۱۴۰۲

عمر شبکه‌های اجتماعی!

چقدر امید دارید فردا روز، لینکدین به عمرش پایان ندهد؟شاید در پاسخ بگویید، حالا تا فردا کی زنده است کی […]
اسفند ۱۷, ۱۴۰۲

شاعر و مشعور!

چرا فاعل و مفعول داریم، عاشق و معشوق داریم ولی شاعر و مشعور نداریم؟ 🙂×××شاعران کهن و معاصر همیشه بخشی […]
اسفند ۱۶, ۱۴۰۲

وسط‌ مادر بزرگ!

تمام نوروز ما، بوی رنگ روغن آبی و سفید با یک خط مشکی نازک بود که بطور ناشیانه‌ای [مد آن […]
اسفند ۱۶, ۱۴۰۲

گور دخمه!

یک گور دخمه توی موبایلش نشانم داد. نزدیک کوه بلندی که ورودی عجیبی داشت و سنگ‌‌ها، بت‌های کوچک و نمادها […]