مطالب مرتبط
نی در نی!
در دل جنگلی سیاه از سبز، درختان با قامتهای بلند، بیتوجه به هرآنچه در پایشان رخ میداد گویی…
ایپَکی!
آن روز، هنگامیکه خورشید با تمام حرارت و عظمتش پشت یک لکه ابر سرد و بیمقدار گم شده…
بوی سگِ مُرده!
رها، بهغایت دلربا بود؛ گویی آهنربایی بزرگ و قوی در نگاه و اندام پر از انحنای زنانهاش دارد…
شکر!
گفتم:"شکر قهوهای رو از چی میگیرن که قهوهایه؟"گفت:"چه میدونم.... از گُه!"گفتم:"عه چه جالب! حالا فهمیدم چرا بعضیا بجای…
11
