آکنده‌های پراکنده، نوشتارهایی است پراکنده از هر گوشه و کناری در هر چیزی که شاخک‌های‌ام را به لرزه‌ انداخته. واگویه‌هایی است عمومی از نگاه من، شاید آکنده از نکته‌ها باشد و شاید هم نه.

10 تیر 1405

اِرامنه!

تا مدت‌ها نمی‌دانستم چرا شیرین(مادرم)، آدم‌های آواره، مظلوم، درمانده و بی‌پناه را “اِرامنه” صدا می‌زد؟حتی وقتی یکی از همسایگان یا […]
4 تیر 1405

گورستان کتاب‌ها!

کتابفروش پیر، خرواری کتاب کهنه و دست‌دو پهن کرده بود روی زمین، و خودش زیر ظلِ آفتاب، غرقِ ماهیگیری در […]
4 تیر 1405

مولویِ غیرقابل تحمل!

نه من مولوی‌ام، نه مولوی من.ولی اگر مولوی امروز می‌بود و در شبکه‌های اجتماعی حضور می‌داشت با انتشار آن قضیه‌ی […]
28 خرداد 1405

کردن و دادن!

برایتان مبهم نیست که چرا “زن میده” ولی “مرد می‌کنه؟”اگر بحثِ فعلِ دادن و مفعول بودن زن است پس چرا […]
28 خرداد 1405

کُس ننه‌!

یکی دو روز است چند آهنگ ساخته شده با AI چنان مجذوبم کرده که اگر بهتر از آهنگ‌های دهه‌ی ۸۰ […]
15 دی 1404

صورتی!

دیروز در داروخانه زنی آمد و تقاضای خرید یک بسته ماسک کرد. یک پک ماسک آبی‌رنگ روی پیشخوان دید اما […]
error: لینک های همرسانی مطلب در سمت چپ صفحه هست دوست داشتی به اشتراک بگذار!