آکنده‌های پراکنده، نوشتارهایی است پراکنده از هر گوشه و کناری در هر چیزی که شاخک‌های‌ام را به لرزه‌ انداخته. واگویه‌هایی است عمومی از نگاه من، شاید آکنده از نکته‌ها باشد و شاید هم نه.

آذر ۲۸, ۱۴۰۲

لب گاز!

می‌گویند تا وقتی که ازدواج نکردی هیچ دختر زیبایی نمی‌بینی؛ اما درست در شب عروسی‌، تنها کسی که زیبا نیست […]
آذر ۲۸, ۱۴۰۲

یقه چرکن!

یک دندان‌ساز در شهرمان مقاله‌ای نوشت با عنوان یقه چرکن! آن‌قدر کوبنده بود که نماینده شد؛ آن‌هم دو دوره!فحوای مقاله‌اش […]
آذر ۲۵, ۱۴۰۲

پدر قاسم!

چرا اسم سراینده‌ی شاهنامه و بزرگترین شاعر پارسی‌گو، عربی است؟البته مشخص است که این طفلک هم در جبر آن زمان […]
آذر ۲۰, ۱۴۰۲

ژ!

خانم “ژی ژان ژونگ” از چین درخواست کانکت زد به من.و بعد از اکسپت کردنش، بلافاصله یک پیام فرستاد و […]
آذر ۱۹, ۱۴۰۲

پنیر نخل!

به لطف یکی از دوستان برای نخستین بار زبانم مزه‌ی چیز جدیدی را چشید بنام پنیر نخل. چیزی است شبیه […]
آذر ۱۸, ۱۴۰۲

ژن و ژن!

به لطف شعار ژن،ژیان، ئازادی اکنون همه اعم از فارس و ترک و عرب و … می‌دانیم زن در کوردی […]