آکنده‌های پراکنده، نوشتارهایی است پراکنده از هر گوشه و کناری در هر چیزی که شاخک‌های‌ام را به لرزه‌ انداخته. واگویه‌هایی است عمومی از نگاه من، شاید آکنده از نکته‌ها باشد و شاید هم نه.

12 آذر 1402

عمر!

غصه می‌خوردم که چرا آدم‌های مفید زود رخت از دنیا برمی‌بندند و عنترهای زیادی تا فیهالخالدون عمر بی‌ثمرشان را درنیاورند […]
10 شهریور 1402

خاطره!

تا سنی که چیزی از دنیا نمی‌فهمیم خاطره‌سازی می‌کنیم و در سنی که خیلی از دنیا می‌فهمیم، خاطره‌بازی!ما آدم‌ها فارغ […]
4 شهریور 1402

خودبیگانگی!

در حالی‌که همه‌ی ما سعی داریم با دیگران و حتی بیگانگان به شیوه‌ای ارتباط بگیریم و با آنان آشنا شویم […]
4 شهریور 1402

نان!

قصه‌ی دراز نان، به درازای بازو و لنگ‌هاست…یکی نانش آجرست، یکی‌ نانش را از زیر سنگ بیرون می‌کشد.یکی نانی به […]
4 شهریور 1402

آپشن!

تصور کنید از کسی خیلی خوشتان آمده. از کسی که بی‌دریغ می‌بخشد؛ لبریز از محبت خالص است؛ بی‌چشمداشت مهربان است؛ […]
4 شهریور 1402

یکبار!

تنهایی آدمی زمانی خیلی به‌چشم می‌آید که در عادت‌ها خود را گم می‌کند و از عادت‌های روزانه و تکراری، دلزده […]
error: لینک های همرسانی مطلب در سمت چپ صفحه هست دوست داشتی به اشتراک بگذار!