آکنده‌های پراکنده، نوشتارهایی است پراکنده از هر گوشه و کناری در هر چیزی که شاخک‌های‌ام را به لرزه‌ انداخته. واگویه‌هایی است عمومی از نگاه من، شاید آکنده از نکته‌ها باشد و شاید هم نه.

آبان ۱۷, ۱۴۰۴

شاه‌واژه!

در راسته‌ی سردار جنگل پارک کرده بودم که دیدم یک شاسی‌بلند مشکی، آرام افتاد دنبال یک دختر مو فرفری خوشتیپ […]
مرداد ۳۰, ۱۴۰۴

لوگوی سروشانه!

دوستان دلبندم نوشتند چرا این پیج جدید بجای عکس شخصی خودت، لوگودار شده؟اصلاً نماد چیست این شکلک مسقره؟ ×××خب برویم […]
تیر ۲۸, ۱۴۰۴

همه‌چیزدان‌های ناچیز!

این روزها “خلاصه‌خوانی” رشد کرده…به گمانم وارد دوران خلاصه‌ها و عصر کم‌حوصله‌ها شده‌ایم. از خوانش کتاب‌های مرجع و رمان‌های چندصد […]
تیر ۲۰, ۱۴۰۴

ظهور مجدد!

آمارهای جالب سال ۲۰۲۵ نشان می‌دهد نوجوانان و جوانان، بی‌آنکه والدین و موعظه‌ای در کار باشد، خودخواسته از شبکه‌های اجتماعی […]
تیر ۲۰, ۱۴۰۴

موتیف!

موتیف (Motif) همان عنصر تکرارشونده‌ی معنادار در یک اثر هنری، ادبی یا موسیقایی است؛ چیزی شبیه به نخِ پنهانی که […]
تیر ۱۳, ۱۴۰۴

رابطه‌ی مِش!

توی کافه نشسته‌ بودیم. گرم صحبت با جوان غرایی شدم که رسید به اینجا:“از دوست‌دخترم پول گرفتم، رفتم ماشین دوست‌دختر […]