آکنده‌های پراکنده، نوشتارهایی است پراکنده از هر گوشه و کناری در هر چیزی که شاخک‌های‌ام را به لرزه‌ انداخته. واگویه‌هایی است عمومی از نگاه من، شاید آکنده از نکته‌ها باشد و شاید هم نه.

23 مهر 1400

محل سگ!

پلیس ماشینم را خواباند، فقط بخاطر عدم رعایت حریم ۱۵ متری تابلوی شیر آتش‌نشانی! برای حضور در یک جلسه‌ی نیم […]
22 مهر 1400

آکواریوم کنار خیابان!

یکی از چیزهایی که به شدت آزارم می‌دهد رفتن به آرایشگاه است!از این‌که برای اصلاح سر و صورت به آکواریوم‌های […]
21 مهر 1400

زنِ زندگی یا زن و زندگی!؟

تقصیر خودت است! تو کمتر نیستی اما کمتر می‌شوی! زن، تقصیر خودت است! آنچه تو را برتر نمی‌کند چیزهای است […]
21 مهر 1400

انتظار بیخود!

اولین باری که خودرو خریدم، خیلی ذوق و شوق داشتم، لذتی آمیخته با ترس و نگرانی. شبیه دزدین سیب از […]
21 مهر 1400

زور هوش

روزی عده‌ای می‌خواستند یک تابلوی برق سنگین‌وزن را یک متر جابجا کنند. ۱۶ مرد ریز و نیمه‌درشت و درشت برای […]
20 مهر 1400

زبان کُردی

مورخین و جغرافی‌دانان زیادی برآیند خود را از نام و وجه تسمیه شهرها بکار بردند اما آنچه مشخص است:خراسان: یک […]
error: لینک های همرسانی مطلب در سمت چپ صفحه هست دوست داشتی به اشتراک بگذار!