آکنده‌های پراکنده، نوشتارهایی است پراکنده از هر گوشه و کناری در هر چیزی که شاخک‌های‌ام را به لرزه‌ انداخته. واگویه‌هایی است عمومی از نگاه من، شاید آکنده از نکته‌ها باشد و شاید هم نه.

19 مهر 1400

من بی‌فرهنگم!؟

 رفت کفش بخرد پای همه را نگاه می‌کرد. رفت، ماشین بخرد، ماشین زیر پای همه را برانداز می‌کرد و وقتی […]
11 مهر 1400

متفاوت فکر کنیم یا متفاوت نگاه کنیم!؟

این جمله‌ی استیوجابز و البته شعار شرکت اپل که می‌گوید: “Think Different “را بکار گیریم یا “چشم‌ها را باید شُست […]
11 مهر 1400

پیرهرات!

بارها شده که وقتی یک شهروند افغان را در تهران می‌بینم ازش می‌پرسم:”اهل کدوم شهر افغانستانی؟”اگر بگوید:”هرات”، لبخندی روی صورتم […]
11 مهر 1400

عشق به نگارش!

زمانی‌که خودم کارشناسی کامپیوتر می‌خواندم، دوستی ازم خواست تا پایان‌نامه کارشناسی ارشد معماری را در حوزه‌ي شهرسازی (المان‌های شهری) بنویسم!بارها […]
11 مهر 1400

بیهوشی مصنوعی!

وقتی حرف از هوش به میان می‌آید بیهوشی هم هست. وقتی از یادگیری می‌گوییم، فراموشی هم هست!این روزها، هوش مصنوعی […]
10 مهر 1400

پرده!

دوستی داشتم در بیمارستان کار می‌کرد. می‌گفت هر روز دهها دختر نوجوان مراجعه می‌کنند برای دوختن پرده‌ی پاره‌شده!پرسیدم:”مشکل چیست!؟، پاسخ […]
error: لینک های همرسانی مطلب در سمت چپ صفحه هست دوست داشتی به اشتراک بگذار!