اگرچه تعریف مشخصی و دقیقی برای حجم و اندازه داستان کوتاه در جهان تعریف نشده، اما بر اساس مفهوم Short Story داستان های کوتاه من از 1 پاراگراف تا حداکثر 10 صفحه است و هنوز حتی از میزان هم تجاوز نکرده، سعی دارم تا مباحث عمیق فلسفی جهان غرب و شرق و تمامی یافته های خود را که طی بیش از 10 سال مطالعه حاصل شده در قالب داستان های کوتاه به سمع و نظر شما برسانم، کم و کسر و ضعف ادبی بجای شعف حس و حال اگر دیدید به قلب بزرگ و نگاه بینای خود بر من ببخشید.

مرداد ۳۱, ۱۴۰۳

آزمایش!

گفت:”جواب آزمایشت افتضاحه، کلسترولت بالاست، تری‌گلیسیریدت بالاست، قندت هم بالاست و مهم‌تر از همه توی ادرارت خون دیده میشه…”گفتم:”دکتر توی […]
مرداد ۳۰, ۱۴۰۳

ایپَکی!

آن روز، هنگامی‌که خورشید با تمام حرارت و عظمتش پشت یک لکه ابر سرد و بی‌مقدار گم شده بود، خبری […]
مرداد ۲۵, ۱۴۰۳

بوی سگ‌ِ مُرده!

رها، به‌غایت دلربا بود؛ گویی آهنربایی بزرگ و قوی در نگاه و اندام پر از انحنای زنانه‌اش دارد که هر […]
اردیبهشت ۱۷, ۱۴۰۳

آفت گندم!

گفت: من کشاورزم ولی تو نیستی؛ کاری که فقط باید بکنی چیدن گندم‌های آفت‌زده در این گندم‌زار وسیع و طلایی […]
اردیبهشت ۱۳, ۱۴۰۳

کاه!

گفتم:”خانوم داری چی درست می‌کنی؟”گفت:”دلمه.”گفتم:”عه! ببینم چجوری اینکارو می‌کنی.”گفت:”هیچی خیلی ساده است، بادمجون و گوجه‌فرنگیو خالی می‌کنم توشو پر از […]
اردیبهشت ۸, ۱۴۰۳

فرق!

گفت:”آقاجان، شیعه و سنی که فرقی نداره.”گفتم:”اگه فرق نداره چرا نمیگی سنی و شیعه!”#گفتم_گفتwww.Soroushane.ir