حقیقتش تبحر سرکوبگرانهی ج.ا در کنار زیادهخواهیهای برخی سبب شده اپوزیسونی که اکثریت مردم را نمایندگی کند شکل نگیرد.
و در قحطالرجالی هم مردم ناچار رضا پهلوی را صدا زدند؛ یک اپوزیسون شخصیتمحور.
×××
رضا پهلوی شاید بهخودی خود فرد توانمندی باشد یا نباشد، ولی هرچه هست بهتر از افراد کنونی حاکم بر کشور است؛ نه بواسطهی عقبهی پدری و پدربزرگی و یا بخاطر تواناییهایش، بلکه هر فردی که غیر از آخوندها و مسلک آخوندی، روی کار بیاید اوضاع کشور تغییر چشمگیری خواهد کرد؛ چراکه کافیست روابط بینالمللی ما ترمیم شود و دروازههای کشور بهروی آمریکا و تجارت جهانی باز شود در چنین شرایطی معیشت و اقتصاد مردم دگرگون میشود. حال میخواهد رضا پهلوی بر سر کار باشد یا پهلوی رضا!
فقط میماند وحدت و برابری....
×××
در میان کُردها چندین حزب هست و در میان پادشاهیخواهان و سلطنتطلبان هم به همین شکل.
وحدت احزاب کُرد علیرغم حجم تعدد آرا و تفاوتشان بسیار مهم است. بنابراین اگر هدف، گذار از این نظام است و اگر هدف یک نظم دمکراتیک و کثرتگراست پس یکدست شدن بهترین کار است.
وقتی یکدست نشوی و بیایی تعدد آرا را تجزیهطلب بخوانی و دم از تمامیت ارضی بزنی در نطفه نظم دمکراتیک را نقض کردی.
×××
بعنوان یک کُرد میگویم که ایران بدون کُردها هم ایران نیست؛ در بهترین حالت یک پارهکشور فارس خواهد بود.
نقش سیاسی و توزیع قدرت باید در آیندهی ایران وجود داشته باشد وگرنه آش همین آش و کاسه همین کاسه خواهد بود.
×××
مردم تجزیهطلب نیستند چه ترک باشند چه بلوچ و چه عرب و چه کُرد.
اینکه مابقی حاشیهنشیناند لزوماً تجزیهطلب محسوب نمیشوند و اینکه فارسها وسط ایران افتادهاند دلیل بر تجزیهطلب نبودنشان نیست!
تجزیهطلبی همیشه از نقض و فقر امکانات و نابرابری میآید. حتی در یک خانوادهی چند نفره وقتی یک نفر در فشار باشد خواهان جداییست!
گرایشهای جداییخواهانه اغلب در بسترِ احساس تبعیض، حذف سیاسی، یا توزیع نابرابر منابع شکل میگیرند؛ نه صرفاً بدلیل تفاوت قومی یا زبانی!
تجزیهطلب کسی نیست که از حق برابری میگوید، کسیست که با مرکزگرایی انحصاری، از تمامیت ارضی دفاع میکند.
تجزیهطلب کسی است که قدرت بلامنازع و بدون درنظر گرفتن نظر دیگران میخواهد؛ کسی است که تمامیت ارضی را ملاک نابودی آرا و خواست سایرین میکند و کسی است که مرز دلها را با نقاشی جغرافیایی اشتباه گرفته.
×××
لفظ "تمامیت ارضی" اگر به ابزاری برای خاموشکردن مطالبات دیگران تبدیل شود عملاً با روح دموکراسی در تعارض است. تمامیت ارضی اگر بعنوان چارچوبی حقوقی برای "همزیستی برابر" و "حقوق مساوی شهروندی" تعریف شود، میتواند با تنوع سیاسی و فرهنگی وحدت زیبایی را خلق کند.
×××
میتوان کشور پهناوری بمانیم پر از شادی و رشد و قدرت برابر. چیزی شبیه آمریکا و کانادا و... پر از تنوع قومیتها و نژادها و ملیتها و تعدد آرا.
و میتوان کشوری پارهپاره باشیم پر از جزماندیشیها.
برای ساختن یک نظم دموکراتیک، کثرتگرایی و پذیرش تفاوت ضروریست.
مشکل وقتی پیش میآید که "وحدتِ تاکتیکی" با "یکسانسازیِ قهری" اشتباه گرفته شود!
×××
بیانیهی تند رضا پهلوی در این برههی حساس تاریخی و در واکنش به اتحاد احزاب کُرد برای گذار از ج.ا، یک اشتباه بزرگ بود؛ اشتباهی که پدربزرگ و پدرش و آخوندها هم مرتکب شدند. امیدوارم زود به اشتباهش پی برده باشد وگرنه دچار شدن به توهم قدرت، مصادرهگری بهمراه دارد...
آنگاه هم آرامش و هم تمامیت ارضی، زیر سوال خواهد رفت.
www.Soroushane.ir
