هادی احمدی (سروش):

گفتم:”سلام بابابزرگ…”

گفت:”سلام دلبندم خوبی بابا جان؟”

گفتم:”آره! این چیه دستت؟”

گفت:”عصاست، نمی‌دونستی اسمش رو!؟”

گفتم:”نه، برای چی دستت گرفتی؟”

گفت:”برای اینه که زمین نخورم، ما پیرمردا همه به زور یه عصا سرپاییم.”

گفتم:”پس معلومه زورش زیاده! کاش این عصا دست من بود باهاش این پوریا پسرهمسایه رو اینقد می‌زدم که زمین بخوره…!”

22

دیدگاه شما

دیدگاه مرتبط و محترمانه بنویسید.