هادی احمدی (سروش):

آدم عوضی! [قسمت چهار]
پدرم، هرگز تن به ازدواج نداد اما مرا داشت! من یک اسپرم با لقاح مصنوعی بودم در رحم اجاره‌ای یک مادر جایگزین. مادری که جایگزین هیچ‌کس بود! یک زن هندی که در ازای دریافت اجاره‌ی ماهانه، حاضر شد پریودی‌اش را عقب بیاندازد و مرا در خود بپروراند. از نطفه تا الان مستأجر بودم. مدتی تنها در شکم یک زن خارجی و مدتی به همراه پدر در شکم نهنگ‌های انبوه‌ساز داخلی!
آن زن در مدت قرارداد ۹ ماهه‌ی حاملگی، صاحبخانه‌ی خوبی بود. بخوبی ازم نگهداری کرد. اجاره‌بهای‌اش دیر می‌شد دم نمی‌زد و تا روزی که مرا زائید عین یک مادر واقعی بود. شاید هنوز هم باشد. ولی کار او زائیدن بود. پول می‌گرفت که برای این و آن بزاید. شبیه یک کارگاه جوجه‌کشی که همه کاره خودش بود. مادر شدن شغلش بود که مسلماً تا رسیدن به یائسگی‌اش، خود را بازنشسته نخواهد کرد. با این‌که مدتی هم‌کاسه‌ی او بودم و هرچه می‌بلعید، چر‌ک‌آبه‌ای هم نصیب من می‌شد تا لیس بزنم و زنده بمانم؛ اما هیچ حسی به‌اش نداشتم. احتمالاً بخاطر این بود که به محض به دنیا آوردن من، برای همیشه از دسترس خارج شد و از آن شیر پستان‌هایش که شیره‌ی وجود مادرست چیزی به من نخوراند. همان شیری که شبیه شیره، مادر را ساقی و نوزاد را معتاد به مادر می‌کند!
بعد از زائیدن، برای فرار از حس ولو اندک مادری هم که شده، بهتر بود در دسترس نباشد. به زور شیرخشک بزرگ شدم. در دستان یک پسر میانسال مجرد که دوست داشت فرزند داشته باشد اما تحمل دیدن هیچ زنی را نداشت.
آن پسر میانسال، هم پدرم شد هم مادرم. مرا تا این سن با خون دل رشد داد. از تمام هست و نیست‌اش مایه گذاشت تا سرمایه‌ی آینده‌اش شوم. تا یک نسخه‌ی بهتر از خودش شوم. من برای بهتر شدن از پدرم و برای بهتر شدنِ پدرم! هر کاری خواهم کرد!
ادامه دارد…


ادامه‌ مطلب در صفحه‌ بعدی...

14 دیدگاه ها

  1. مهدی گفت:

    خیلی حواشی داره متن….. حوصله بر هست. نمیشه شسته رفته تر کرد؟

    • مهدی/مینو عزیز ممنونم از ثبت نظرت. اتفاقا خیلی مختصره این رمان. تقریباً خلاصه است و حاشیه نداره. داستان مشخصه و حول محور یه پدر و پسر می‌چرخه.
      اگر ریزتر و موردی نظر بدی ممنون میشم

  2. ساحره گفت:

    مشتاقانه دنبال میکنم داستان رو

  3. Behnaz گفت:

    بسیار مشتاق شدم…

  4. پروانه گفت:

    عالی بود

  5. فانید گفت:

    نوشته با نگاه به مسائل اجتماعی موشکافانه و بعضا روانشناسانه همراه است . شخصا از خواندنش لذت بردم و مسلما اندوه منو بهمراه داشت برای وجودمسائل ومغضلات موجودی که دقیقا اشاره شده .

  6. علیرضا بخیت گفت:

    عالی

  7. مهدی گفت:

    دمت گرم
    داداش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: لینک های همرسانی مطلب در سمت چپ صفحه هست دوست داشتی به اشتراک بگذار!