هادی احمدی (سروش):

موتورسواری خانم‌ها رنگ‌وبویی جالب و زیبا به شهر تهران داده. به دو دلیل: اول این‌که چون تا پیش از این نبود و دوم بخاطر شکستن یک تابوی حکومتی.
×××
برخی‌ها که محتاط‌ترند آهسته و دست‌به‌عصا با موتورهای فینگِلی می‌رانند. با صورت پوشیده از ضدآفتاب و با کلاهی که بر سر دارند شبیه ربات‌های بامزه و کوچولوی آینده بنظر می‌رسند؛ و برخی که لاتی و داش‌مشتی سوار موتورهای غول‌پیکرند بخوبی نشان می‌دهند که قابلیت سوار شدن بر هر چالشی را دارند.
بی‌کلاه‌پوشان، پریشانی موهای بلندشان در باد، زیبایی زنانه‌ی دوچندانی را می‌زند فریاد، که تماشایش هرگز خالی از لطف نیست؛ درست شبیه تماشای مادیان یال‌بلندِ شیهه‌کش در باد!
×××
برخی برای گذران وقت و دوردور کردن قِل می‌خورند، برخی برای یادگیری بیشتر، و بسیاری نیز برای سر کار رفتن و امورات خود از سواری موتور لذت می‌برند... اما دیروز خانمی را دیدم که فقط موتورسوار نبود، انگار بخشی از نظم قدیمی درآمد از کف خیابان را جابجا کرده، نه بعنوان استثنا، که بعنوان رقیب.
با زیبایی چهره و جوانی و هیبت پُرِ زنانه‌اش بی‌موتور هم جذاب و پُرکشش بود؛ ولی با موتور پُرحجمش مسافرکشی می‌کرد که بنظرم چند قدم پیشروتر از بقیه بود.
همدوش مردان مسافرکش ایستاده؛ مردان سیه‌چُرده و آفتاب‌خورده‌ای که تا پیش از این خانم‌ها را حمل می‌کردند اکنون یک رقیب داشتند. رقیبی که می‌توانست دست‌کم مسافران زن را از چنگشان برُباید.
بهرحال مسافربری با موتور بدلیل گریز از مرکز قوانین خودروها و بدلیل عبور آنی از ترافیک، حسابی پول‌آورتر از تاکسی‌های اینترنتی است...
×××
کیفور شدم...
این زن خودش ضدِ آفتاب بود!
www.Soroushane.ir


0 0 رای
امتیازت به این مطلب؟
عضویت در سایت
اطلاع رسانی
guest

0 نظر
error: لینک های همرسانی مطلب در سمت چپ صفحه هست دوست داشتی به اشتراک بگذار!
0
نظرت مهمه حتماً بنویس!x