علی و تقریباً تمام کسانی که بهمراه او خود را به کوچهی علیچپ میزدند تا نه مذاکره کنند نه جنگ، امروز زنده نیستند...
همان حس همیشگی دارد به من میگوید: یک قدرت پنهان از نوع روسی و چینی و اُلیگارشهای داخلی در عین حال که گرا دادند تا اینان از میان برداشته شوند کاری کردند که ترامپ به پایان دادن کامل به جمهوری اسلامی هم نرسد. پس علی و دارودستهاش و هرکسی که مخالف سرسخت یا ممتنعِ سنگانداز و چوبلاچرخکن بود باید کشته میشد.(حتی میتوان آخرین ترورها را بابت همین تعلل آنان در توافق دانست). ازطرفی باید تا جایی که امکان داشت پسماندهها مقاومت کنند تا همچنان ایران، آمریکایی نشود.
بعبارتی ما امروز جمهوری اسلامی وابسته به چین و روسیه را همچنان داریم اما نه جمهوری اسلامی پیش از جنگ. بخوبی میشود پوستاندازی کامل ج.ا را دید در سطح شهر و...
×××
ترامپ چه با توافق و چه بدون آن باید بیرون میرفت. او جنگ مطول نمیخواست اما هرچه تهدید بر سر راهش بود را خنثی کرد. هرچند هدف غاییاش این نبود. او بقصد بیرون آوردن ایران از جبههی شرق تلاش کرد ولی نتوانست با کارت اکراین و تایوان، روسیه و چین را کاملاً متقاعد و همراه با خود کند تا با ایران طاق بزند... نتیجه این شد که توافق شد؛ با یک جمهوری همچنان مثلاً اسلامی و در اقلیت؛ عین طالبان ولی در قدرت. یک ایدئولوژی همچنان ضد غرب حتی اگر کاغذی باشد.
×××
میشود گفت جمهوری اسلامی از یک مرد چاق شرور به یک پسر کوچکِ شیطون مبدل شده؛ انتخاب فرزند رهبر هم، ولو اگر زنده یا سالم باشد در لفظ هم گویای همین است. یعنی ج.ا بعد از اعتراضات، فشار نظامی، بحران اقتصادی و توافق، وارد فاز تازهای شده: کمتر انقلابی در ظاهر، و بیشتر امنیتی و بقامحور.
اما ترامپ اینان را با این کون ول نمیکند...
×××
چه میشود بعدش؟
بنظرم روزهای آینده چه با آزادسازی داراییها و چه بدون آن، غرب روی اعتراضات تمرکز خواهد کرد؛ تمرکز هم نکند تورم به نقطهای رسیده که ایران یا با پسر کوچک منفجر میشود یا با مرد چاقی که لاغر شده!
www.Soroushane.ir
