آکنده‌های پراکنده، نوشتارهایی است پراکنده از هر گوشه و کناری در هر چیزی که شاخک‌های‌ام را به لرزه‌ انداخته. واگویه‌هایی است عمومی از نگاه من، شاید آکنده از نکته‌ها باشد و شاید هم نه.

16 خرداد 1401

پریودی چنگیزخان!

همکاری داشتم که وقتی پریود می‌شد به هیچ شکلی نمی‌توانست این درد ماهانه را پنهان کند. رنگ رخسارش خبر می‌داد […]
11 خرداد 1401

به خود آ!

بچه‌که بودم عاشق سری کتاب‌های:”به من بگو چرا؟” بودم.اما از این چراهایی که می‌خواهم بگویم چیزی ننوشته بود.نه به ژاپن […]
10 خرداد 1401

زر و سیم!

من که اصلاً شخصی بنام زهرا امیرابراهیمی را نمی‌شناختم و هنوز هم بدرستی نمی‌شناسم. فقط خانمی را دیدم بنام زر […]
10 خرداد 1401

تور مجازی!

فاصله‌ی بین نورآباد ممسنی و شیراز مملو از روستاهایی است پر از بناهای تاریخی. داخل یکی از این روستاها، نقش […]
10 خرداد 1401

سفرنامه‌ی بدبختی!

باید همه جای ایران را رفته باشی تا از نزدیک حس کنی که چه بر سر کشور آمده؟ سفری تلخ […]
9 خرداد 1401

عن‌در باب شهرداری!

مجوز ساخت یک دستگاه آپارتمان را که گرفتیم بعد از ساخت، شهرداری، پايانکار نداد، به خاطر جلو آمدن ۲۰ سانت […]
error: لینک های همرسانی مطلب در سمت چپ صفحه هست دوست داشتی به اشتراک بگذار!