بقول یووال نوح هراری، علیرغم اینهمه دستاورد پزشکی و پیشرفت فناوری و جلوگیری از بیماری یا مرگ بر سر آن، ما هنوز طولانیمدتتر از نیاکانمان که هیچکدام از این امکانات را نداشتند عمر نمیکنیم. بعبارتی ما بیشتر زنده میمانیم اما کمتر از مرگ خلاص شدهایم.
او در جایی میگوید: پزشکان هرگز به شما نمیگویند مبتلا به مرگ شدی! بلکه میگویند آنفولانزا، سرطان، ایدز و.. گرفتی و دنبال درمانش میروند.
اما من میگویم ما همه مبتلا به مرگ هستیم همچنان که از لحظهی تولد مبتلا به پیری هستیم!
×××
ما بیشتر از پیشینیان خودکشی میکنیم. از پوچی، بیشتر واهمه داریم و برعکس بسیاری که دنبال جوان ماندن و عمر طولانی هستند بسیاری هم همین عمر ناچیزِ فعلی را نمیخواهند و میخواهند زود تمامش کنند.
تمدن از یک طرف سلامت را کش داده، از طرف دیگر مواجههی ما با پوچی را عریانتر کرده. پیشینیان شاید بیشتر از بیماری، قحطی، جنگ و طبیعت میترسیدند ولیکن ما بیشتر از بیمعنایی، فرسودگی روان، و ادامهدادنِ بیدلیل.
×××
چه تصمیم به خودکشی بگیری چه نه درهرحال مبتلا به مرگ هستی.
آنکس که خود را از قید زندگی میرهاند بیماریِ مرگ، کار خودش را کرده و آنانی که چون من هنوز سعی میکنیم با پوچی و قراردادهای تخمی حیات، ادامهی حیات دهیم دائماً این بیماری مزمن مرگ را همراه خواهیم داشت...
گاهی با یک موسیقی، با یک بوسه و یا با یک کار پاداشساز هورمونی، قرص مُسکنّی میبلعیم تا درد پوچی و بیماری مرگ را اندکی فراموش و یا قدری تحمل کنیم.
ولی علیرغم خواست اکثریت برای عمر طولانی، ما از بدو تولد دنبال مردنیم!
×××
ما آدمها و البته ما تمام موجودات زیستی همگی مبتلا به مرگ هستیم.
حال برای ما آدمها زیستن با پوچی همانقدر احمقانه است که جذاب هم هست.
www.Soroushane.ir
