چندنفر از سرکوبگران مجازی پیام تهدیدآمیز فرستادند که بهزعمشان "یکروز بابت این اراجیفی که علیه ج.ا مینویسم باید پاسخگو باشم!"
×××
پاسخگو کردن و محاکمهی یک مجرم مرا پرت کرد بسوی کاپیتولاسیون.
در دوران پهلوی لایحهای در مجلس تصویب شد که به مستشاران نظامی آمریکا و خانوادههایشان در ایران مصونیت قضایی میداد؛ این همان کاپیتولاسیون بود که اعتراض شدید مردم و برخی روحانیون، از جمله خمینی را بهمراه داشت.
درست میگفتند، بهرحال مجرم در دادگاههای کشور میزبان، باید محاکمه و پاسخگو باشد.
مجرم، مجرم است چه خارجی باشد چه داخلی.
فقط باید ببینیم جرم چیست؟ تا جرم و مجرم مصادره به مطلوب نشود!
×××
خمینی و دارودستهاش که روی کار آمدند کاپیتولاسیون آمریکایی لغو شد؛ اما بجایش خود دستگاه حکومت با مستشاران نظامی و شبهنظامیان و لباسشخصیها و تروریستهای عربی-شیعی شروع کردند به تجاوز، کشتار و جرم؛ نهفقط در کشور خودشان که در سراسر خاورمیانه و حتی در برخی کشورهای اروپایی و ممالک غرب. به هیچ احدالناسی هم پاسخگو نبودند.
مردم معترض، نهادهای مردمی، سازمان ملل و سازمان حقوق بشر و پارلمانها و... خلاصه هرکسی که صلاحیت پاسخگو کردن اینان را داشت ره به جایی نبرد...
چون اینان بطرز عجیبی در خارج مصونیت دارند یک کاپیتولاسیون نانوشته.
×××
و در داخل!؟
در داخل کلاً اینان دقیقاً خود کلمهی "مصون" هستند.
و چنان در سیستم قضایی انحصاری و نامستقلشان غوطهورند که خود این سیستم هم از هر پاسخی مصون است.
در چنین وضعیتی، رابطهی "پاسخخواه" و "پاسخگو" وارونه شده؛
بنحوی که نهتنها پاسخگو نیستند که حتی پاسخخواهان را نیز تهدید، محاکمه و با اعترافات اجباری و شکنجه و مرگ و مصادرهی اموال به شکلی پاسخگو میکنند!
×××
این مجرمان مصون از هر قضاوت و محاکمهای، بواقع "پادپاسخ" هستند؛ یعنی از مظلومان برای ظلمی که بر آنان روا داشته شده پاسخ هم میخواهند!
و این مضحکتربن شکل کاپیتولاسیون مذهبی است!
www.Soroushane.ir
