کسی چه میداند؟
شاید اولین باری که کلمهی "پادشاه" به میان آمد برای ضدیت یا نفی و یا مقاومت علیه کلمهی "شاه" بود!
چیزی شبیه زهر و پادزهر.
×××
شاید "پادشاه" آنگاه زاده شد که "شاه" یکهتازی میکرد؛
شاه وقتی قدرتش، بیمهار و بیپرسش و بیقضاوت باشد بیشک در نامی کوتاه خلاصه میشود؛ درست شبیه "فقیه" یا شبیه "فرعون"... اما شاید زور ادبیات یا زور زبان و زور رنج مردمان خواست در دل همان نام، مهاری پنهان کنند.
مهاری بنام "پاد"؛
×××
یکجور ضدیت و کنترل.
شاید "پادشاه" نه برای پاسبانی و بزرگتر کردنِ شاه، که برای محدود کردنِش بود؛
شاهی که باید در برابر چیزی سر خم کند:
در برابر قانون،
در برابر مردم،
در برابر تاریخ.
کسی چه میداند؟
شاید هر واژهای که پیشوند میگیرد
روزی برای مهارِ چیزی بیپیشوند زاده شده باشد!
×××
شاید "پاد" همان صدای مردمی بود که نمیتوانستند شاه را بردارند،
پس در دل نامش، بندی پنهان افزودند تا هم نام شاه بماند و هم قدرت مردم!
www.Soroushane.ir
