هادی احمدی (سروش):

در یک هلدینگ خصوصی با ده‌ها شرکت تابعه مشغول بکار بودم؛ مالک بیزینس، هر بار یک نفر را مدیرعامل یکی از شرکت‌هایش می‌کرد؛ مثلاً یکروز تصمیم می‌گرفت فلان مدیر یا سرپرست واحد مالی را مدیرعامل فلان شرکت کند.
اصولاً در اینگونه سازمان‌ها سرپرست شدن، مدیر شدن و معاون شدن کاری بس پیچیده، سخت و هفت‌خوان رستمی‌ست و حجم عظیمی تاب‌آوری توامان با خایه‌مالی را می‌طلبد؛ ولی بطرز عجیبی مدیرعامل شدن آسان بود!
مدیرعاملانی که البته عملاً قدرتی نداشتند جز امضاها و مسئولیتشان در پای چند برگه. یکجور مدل مدیرعامل صوری.
×××
دلیل واقعی این تصمیم بر من پوشیده است اما کارکرد چنین مدیرعاملی به گمانم یکیش: سپر حقوقی شدن بود؛ یعنی کسی باید زیر اسناد مالی و قراردادها امضا کند و اگر مشکلی پیش بیاید، اولین فرد پاسخگو مدیرعامل رسمی است.
دومی: برای حفظ کنترل مطلق بود؛ یعنی مالک نمی‌خواهد مدیر قدرتمندی شکل بگیرد که شبکه‌ی نفوذ بسازد یا استقلال پیدا کند.
و در نهایت سومی: بی‌ثبات نگه داشتن ساختار؛ یعنی وقتی جایگاه‌ها دائمی نباشند کسی سرمایه‌ی کارگری و مدیری علیه مالک بیزینس جمع نمی‌کند.
×××
خبر درز کودتای روحانی و ظریف در جریان اعتراضات اخیر و یا واگذاری رهبری کشور به لاریجانی در صورت مرگ خامنه‌ای، مرا یاد آن هلدینگ انداخت. درست شبیه انتخابات ریاست‌جمهوری ج.ا.
دروغ‌های کیری؛ فریب‌های تخمی. نقش‌های ساختگی و توهماتی که تمامی ندارد.... برای سینگال دادن به آینده‌ی ایران حین و پس از خامنه‌ای.
چقدر ابلهانه است این نقش‌ها و چقدر تصنعی و صوری‌اند.
حتی اگر بپذیریم اینجور اخبار صحت داشته باشند، شاید لاریجانی خوشحال است که در زمان بحران، مدیرعامل خواهد شد و اسم و عکسش در چند جا ظاهر می‌شود و چندتا امضا هم ازش به یادگار خواهد ماند... اما خوب می‌داند مدیرعاملی صوری است؛ درست شبیه پزشکیان و رئیسی و خاتمی و... درست شبیه نوادگان خمینی.
آن‌که، رفتنی‌ست، رفتنی‌ست روزگاری؛ حتی اگر گنجشگ را رنگ کند به نرخ قناری.
×××
خود بیزینس ج.ا و خود مالک این بیزینس فسود؛ مدیرعاملی را چه سود؟
www.Soroushane.ir


0 0 رای
امتیازت به این مطلب؟
عضویت در سایت
اطلاع رسانی
guest

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
error: لینک های همرسانی مطلب در سمت چپ صفحه هست دوست داشتی به اشتراک بگذار!
0
نظرت مهمه حتماً بنویس!x