آکنده‌های پراکنده، نوشتارهایی است پراکنده از هر گوشه و کناری در هر چیزی که شاخک‌های‌ام را به لرزه‌ انداخته. واگویه‌هایی است عمومی از نگاه من، شاید آکنده از نکته‌ها باشد و شاید هم نه.

26 آبان 1400

لحن خدا!

تا صبح داشتم راز و نیاز می‌کردم و با خدا حرف می‌زدم. گریان و نالان بارها سر به سجده نهادم؛ […]
26 آبان 1400

آب!

اگر شیمی نبود، نمی‌شد فهمید که ترکیب آب از چیست.اگر فیزیک نبود نمی‌شد فهمید که آب چرا رو به آسمان […]
26 آبان 1400

آغازهای بی‌پایان!

اگر من مُردم بدانید خیلی کار ناتمام داشتم که عمرم کفاف نداد به سرانجام‌شان برسانم. تقصیر اجل بود مهلت نداد […]
25 آبان 1400

هیچ‌کاره و چندکاره!

فریب دادن عقل، کار دل است. جدال بین عقل و دل قرن‌هاست دستاویز شاعران شده. شکی نیست که دل، یک […]
25 آبان 1400

نخ پنجم!

سیگاری آتش زد و مشغول کام گرفتن از آن شد. باور داشت که ناکام نمی‌میرد! با هر کامی که می‌گرفت، […]
25 آبان 1400

نمی‌خواهم بمیرم!

می‌خواهم همه‌چیز را تجربه کنم و انتهای تکنولوژی دنیا را ببینم. اندکی از آدم‌های پیش از خود را دیده‌ام میمون‌های […]
error: لینک های همرسانی مطلب در سمت چپ صفحه هست دوست داشتی به اشتراک بگذار!