هادی احمدی (سروش):

نرو...!
تـو دگــر از بغل عــاشق دلخسته نرو
هم از این جــام ننوشیده و نشكسته نرو
مستحب بود ز اول که نمی‌خواندی غزل
ولی اکنون که شد واجب و بایسته نرو
شد بهار، غنچه‌ شکوفا نشد و منتظرم
نوگلم تا نشده چون گل و گلدسته، نرو
گفتم از حال دلم هیچ مجو مجنونم 
کاش از این دل تو ندانستی و دانسته نرو 
www.Soroushane.ir


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: لینک های همرسانی مطلب در سمت چپ صفحه هست دوست داشتی به اشتراک بگذار!