هادی احمدی (سروش):

من و دیوار ویرانه
دو همدرد و دو همرازیم
به‌جز تكیه به یكدیگر
چه داریم تا به هم نازیم؟
×××
من و دیوار ویرانه
چه گویی باهمیم هر دم
نه ویرانه شود آباد
نه دل خالی شد از فریاد
×××
به شب‌های طلوع ماه
زنم تكیه بدان دیوار
که تا گویم غم دل را
كه یك خفته شود بیدار
×××
نه آباد می‌شود ویران
نه آزادم ازین زندان
مرا با غم سخن‌ها هست
اگر یك دل شود گریان
×××
من و دیوار ویرانه
پر از تكرار یك دردیم
دگر هرگز نشاید باز
به آبادی كه برگردیم
×××
ِدل ویرانه از درد
جدایی با تن انسان.
دل‌ دیوانه من هم
از آن درد است كه شد ویران
www.Soroushane.ir


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: لینک های همرسانی مطلب در سمت چپ صفحه هست دوست داشتی به اشتراک بگذار!