هادی احمدی (سروش):

نه من مولوی‌ام، نه مولوی من.
ولی اگر مولوی امروز می‌بود و در شبکه‌های اجتماعی حضور می‌داشت با انتشار آن قضیه‌ی کیر خر و کنیزک اعصاب همه را بهم می‌ریخت؛ بماند مابقی اشعارِ بقول شما مثلاً بي‌نزاکتانه و زرد و پورنوگرافش.
شکی نیست بلافاصله مولوی توسط کژفهمان ریپورت می‌شد.
×××
مولوی چندصد سال است که مُرده؛ و اکنون میراث و پایه‌ی ادبیات پارسی ماست. حتی وقتی ترکیه سندش را بنام خودش زد، داشتیم خودمان را جر می‌دادیم برای مولوی... برای همان مولوی که اگر می‌بود ریپورتش می‌کردیم!
شک نکن دلخوریی که برایش خلق می‌کردیم درنهایت او را به این شعر می‌رساند و حتماً مثنوی‌اش را این‌گونه می‌سرود:
بشنو از نی چون حکایت می‌کند/ از جدایی‌ها شکایت می‌کند
گر ز پیجم تا مرا بُبریده‌اند/ چون ز کیرم مرد و زن نالیده‌اند! 🙂
×××
بعله بزرگواران باادب!
این گفتار، توجیه نیست. تفهیم دوباره‌یِ دوباره است!
پشت یک کلمه‌ی حتی بی‌ادبانه، می‌تواند تلنگری از مفهوم باشد. ظاهر کلماتِ نازیبا همواره نازیبا نیست اگر درست بخوانیم و درست درک کنیم.
نکته‌ی اصلی متنم این نیست که "بی‌ادبی خوب است"، یا استفاده‌ی بی‌مورد از هر واژه‌ای پسندیده است؛ خیر. بلکه این است که گاهی کلمه‌ی زمخت یا جنسی در ادبیات و در جای درست(!)، کارکرد مفهومی، طنز، هجو، شوک‌آفرینی یا نقد اجتماعی دارد. یعنی مشکل خودِ واژه نیست؛ مشکل، خوانش سطحی، زمانه‌ی سانسورگر، یا اخلاق‌گرایی گزینشی ماست.
×××
اگر با خوانش اشعار مولانا کیرت راست می‌شود مشکل داری!
مولوی و من و سمرقندی و ایرج‌میرزا و امثالهم تفاوتی در رویکرد با هم نداریم حتی اگر در فهم جهان و شخصیت تفاوت داشته باشیم. فقط هر کدام در زمانه‌ای زیسته‌ایم.
www.Soroushane.ir


0 0 رای
امتیازت به این مطلب؟
عضویت در سایت
اطلاع رسانی
guest

0 نظر
error: لینک های همرسانی مطلب در سمت چپ صفحه هست دوست داشتی به اشتراک بگذار!
0
نظرت مهمه حتماً بنویس!x