کتاب نشانه های پنهان

ناشر و محل چاپ:

انتشارات افراز/ تهران

تاریخ نشر:

مهرماه 1042

کتاب واژه‌گردان

مجموعه کاریکلماتورها

فهرست داستان‌ها

  • آفتاب‌پرست!

    تنها موجود مذهبی دنیا، آفتاب‌پرست است!#کاریکلماتور#واژه_گردانپانوشت:دین و مذهب را اگر تریاک توده هم نخوانیم اما بهترین جایگزین برای پیروزی ایمان بر عقل است. خردورزی و اندیشیدن، هزینه دارد، وقت می‌خواهد، فسفرهای مغز را درگیر می‌کند و به‌طرز عجیبی می‌سوزاند، آزمایش نیاز دارد، عینت می‌طلبد و درنهایت نتیجه را می‌خواهد نه خروجی! ولی از سمت دیگر،…

    ادامه‌ی داستان…

  • اثر ماندگار

    آثار ماندگار تاریخ‌اند: “چهل‌ستون”، پنجاه سطر! پانوشت:سعی کن از تو اثری باقی بماند تاریخ بدون یک ثمر یا اثر، ماندگار نیست! هر اثری که می‌توانی، یک اثر سازه‌ای یا اثری نوشتاری و یا… آنچنان که سقراط می‌گوید:”مراقب بی‌ثمری زندگی پرمشغله باشید.”

    ادامه‌ی داستان…

  • ازدواج!

    ازدواج، پیوند عضو است! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت:مهم نیست از سر عشق، ازدواجِ سنتی می‌کنی یا ازدواج سفید؛ مهم نیست از سر نیاز و یا عطف به اراده‌ی معطوف به حیات شوپنهاور میل به تولید نسل و توازن ژن در خلق محصول مشترک داری یا بخاطر گرایشات جنسی میل به جنس موافق؛ درهرصورت ازدواج، حاصل پیوند…

    ادامه‌ی داستان…

  • الفبا

    الفبا، حرف ندارد!#کاریکلماتور #واژه_گردانپانوشت:مطمئن نیستم که دقیقاً از معلم ابتدایی چه چیزهایی یاد گرفتم؛ فقط اسم معلم را بخاطر دارم! اما هر چیزی که امروز بلدم از الفبایی است که او به من آموخت. ساده‌ترین و پایه‌ای‌ترین چیزها، گاهی بظاهر فراموش می‌شوند اما همین چیزهای مبتندی است که همیشه بهترین شالوده برای یادگیری است. بدون اولین‌ها،…

    ادامه‌ی داستان…

  • بازگشت او بسوی همه است!

    بازگشت او بسوی همه است!#کاریکلماتور #واژه_گردانپانوشت:خدا را چه فرض کردی؟ آن “کلی” که آهنربایش را رها کرده تا هر “جزئی” به او برگردد؟خدا مرده. او بسوی همه بازخواهد گشت.بازگشت او بسوی همه است؛ خدا به ما برمی‌گردد، نه ما به او؛ زیرا هرگاه خدایی می‌میرد جهان، بی‌خدا نمی‌شود که انسان‌ها خدای از‌دست‌رفته‌شان را در درونِ…

    ادامه‌ی داستان…

  • بالاتر

    زیادی روی چشم‌اش سنگینی می‌کرد، از چشم‌اش افتاد! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: همیشه سعی می‌کنیم برتر باشیم. سرتر و بالاتر. این خواسته‌ی بدی نیست آرزوی تک‌تک ماست. چون باور داریم برف نشسته بر قله‌ها برای تمام فصول سال باقی است چه در گرماگرم تابستان داغ باشد چه در زمهریر زمستان. این یعنی وقتی بر بلندی‌ها بایستی…

    ادامه‌ی داستان…

  • بچه‌ی شلوغ

    بچه‌ی شلوغ، هال به‌هم‌زن است! #کاریکلماتور#واژه_گردان پانوشت:شبیه تمام لذت‌های زندگی، تمام لذت‌ داشتن فرزند، هم تحمل می‌خواهد، هم روان آرام. فرزندآوری اعصاب می‌خواهد. کسی که اعصاب خودش را ندارد پدر و مادری خوبی هم نخواهد بود. گاه فرزند آرام را با بی‌اعصابی خودمان ناآرام می‌کنیم و گاهی فرزند ناآرام، وجود آرام ما را بی‌اعصاب می‌کند.…

    ادامه‌ی داستان…

  • برداشت غلط

    کُمباین هم برداشت غلط می‌کند! کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت:مقصر مائیم که طرف مقابل برداشت غلط می‌کند، یا مقصر اوست؟ اساساً چیزی بنام برداشت غلط وجود ندارد. بلکه به برداشتی که مورد نظر ما نباشد، برچسب برداشت غلط می‌زنیم. آنچه باعث می‌شود چیزی که مطلوب ماست در نظر دیگری همان‌گونه نباشد، خیلی چیز عجیب و غریبی نیست.…

    ادامه‌ی داستان…

  • بلوغ

    تازه به بلوغ رسیده بود، سینه‌ریز! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: بلوغ شاید زیباترین اتفاق فیزیک بدن هر انسانی باشد که قدم می‌گذارد به دنیایی تازه، برای لمس مسیری نو و برای مواجهه‌شدن با اتفاقات ناشناخته اما به‌شدت خواستنی. یک گام فراتر از کودکی و یک گام کمتر از بزرگی، بینابینی از شیطنت‌های کودکانه در دایره‌ی مبهمی…

    ادامه‌ی داستان…

  • بی‌بُخاری!

    هوا که گرم می‌شد لذت می‌بُرد از بی‌بُخاری! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: بی‌خیالی، بی‌عاری نیست. بی‌عاری بار منفی دارد و بی‌خیالی، رویارویی با حقیقت آرام است. که هدفش دوری از اوهام تلخ است، پرهیز از ناخواستنی‌ها و جدایی از افکار آزاردهنده است. اگر به این فکر کنی که دنیا، چقدر گذرا و ناپایدار است لحظه‌ای درنگ…

    ادامه‌ی داستان…

  • بی‌تاب

    وقتی بی‌تاب شد، رفت سراغ سُرسُره! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: فرصت دلخوشی آنقدر کم است که اگر هزاران آینه را روبروی‌اش بگذاری به‌اندازه‌ی حجم غم‌ها نمی‌شود. عمر، با اینکه کوتاه است اما صف غم‌ها و رنج‌های طولانی‌تری در خود دارد. بی‌تاب خواهی شد از حجم غصه‌ها، از انبوه رنج‌ها. اما گریزی باید کرد گاهی تا چند…

    ادامه‌ی داستان…

  • پارو

    پول خرید پارو را نداشت وگرنه پول پارو می‌کرد! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: هر آدمی الماسی نهان در خود دارد. سخت است که از جان و حال بگذرد تا گنج درون را بیابد و در معرض عموم بگذارد. این گنج ، گاه ایده‌ای است و گاه استعدادی، که می‌تواند خلق پول یا ارزش کند. اما فقر،…

    ادامه‌ی داستان…

  • پایدار

    پایدار بود، رفت بالای دار. #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: همه از حقیقت دم می‌زنیم اما جرات مواجهه شدن با آن‌را نداریم. ما آدم‌ها عاشق فریب هستیم زیرا زندگی بدون فریب، دشوار است. حقیقت این است که حقیقت چیزی جز این نیست که، گفتن‌اش خوشایند کسی باشد. اینکه بدانی در موردت چه فکری می‌کنند، چه می‌گویند و…

    ادامه‌ی داستان…

  • پناه

    زیر سایه‌ی او بزرگ شده بود به ‌همین‌خاطر هیچ‌وقت آفتاب را ندید! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: پناه، چتر حمایت است و پناهگاه، گاه محفل خیال است و گاه آغوش وصال و گاه خیمه‌ی شب. چتری که تو را گاه در لوای خود می‌گیرد تا از باران خیس نشوی و گاه در سایه‌ساری دنج دور از تابش…

    ادامه‌ی داستان…

  • پیشی!

    برای پیشی گرفتن، لازم نیست سگ باشی!#کاریکلماتور #واژه_گردانپانوشت:موفقیتی که قرارست در سازمان با زیر گرفتن این و آن بدست آید موفقیت نیست، جنایت کاری است!جنایت کاری، درست آن چیزی است که‌ علیرغم این‌که همه ادعا مي‌کنند چیز بدی است ولی در اکثر سازمان‌ها دیده می‌شود و گویی قرار نیست روزی نبودش را جشن بگیریم.همیشه مشتاقان…

    ادامه‌ی داستان…

  • تجارت

    یک روز بیزاری یک روز بازار، تجارت یعنی همین! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: تجارت تو باید نتیجه‌اش شادی‌ تو باشد نتیجه‌ای که برای خودت رقم باید زد نه برای دیگری، هرچند گاهی روزی هست و گاه نیست اما همین سیاه و سفیدهای داشتن و نداشتن، عاقبت تو را به سرمنزل مقصود می‌رساند. شاید آنگاه که نیست…

    ادامه‌ی داستان…

  • ترازو

    ترازو، همیشه قهرمان وزنه‌برداری جهان است! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: یک گرم به نفع فروشنده یا یک گرم به نفع خریدار، کدامیک عدالت است؟ این عدالت است یا توازن!؟ توازن مهم است یا عدالت و انصاف!؟ گاهی توازن فقط در وزن برقرار است نه در محاسبه‌ و نه در قیمت! عدالت، انصاف و صداقت. چالشی است…

    ادامه‌ی داستان…

  • تنگی نفس

    تنگیِ نفس ِبادکنک را با ترکاندن‌اش، درمان کرد! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: نفس‌هایی که در سینه حبس می‌شوند گاه آزادی‌اشان سخت است، گویی هیچ همراه و همدلی نیست تا مبدل به شانه‌های خالی شود برای گریستن، بدون هیچ منّتی، بدون هیچ چشمداشتی و بدون هیچ برداشتی! باور کن نیست! هیچ‌کس را نمی‌یابی. زیرا آن‌هنگام که لب…

    ادامه‌ی داستان…

  • جنگ

    زمزمه‌ی جنگ و بمباران که باشد، اقیانوس هم می‌شود ناودان! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت:سایه‌ی جنگ همیشه روی سر آدم‌ها سنگینی می‌کند، کشتار و مرگ، رنج و درد، از آن صحنه‌ها‌ی پُرتکرار پیرامون ماست. صلح، همیشه ناپایدارترین واژه‌ی بشر است. زمزمه‌ی جنگ که باشد انسان‌های خردمند، که نسلی از تکامل فرگشت میمونی‌اند، میمون‌تر از قبل می‌شوند تا…

    ادامه‌ی داستان…

  • جنگ و صلح!

    کار وزیر جنگ، صلح است! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت:عناوینی که بر روی پیشانی بسیاری درج‌شده دقیقاً به معنای همان چیزی نیست که باید باشد. اساس هر کاری اگر درست درک شود می‌تواند با عنوانش متفاوت باشد و البته کار را بهتر به سرمنزل مقصود برساند. این یعنی نتیجه مهم است نه چیزی دیگر.لزوماً کسی که فوت‌وفن…

    ادامه‌ی داستان…

  • جوشکار

    جوشکار، خیلی سریع تمام آهن‌پاره‌ها را به‌هم دوخت! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت:تمام دارایی شما آنچه هست که برای به‌کار گرفتن آموخته‌اید و در آن مهارت کسب کرده‌اید. در هر زمینه‌ای که تبحر و مهارت دارید راحت‌تر و بهتر پول درمی‌‌آورید. برای بیشتر از آن، فقط کمی خلاقیت بیشتر لازم هست. اما اکثر مردم از شغلی که…

    ادامه‌ی داستان…

  • حزب باد

    برنده‌ی انتخابات، همیشه حزب باد است! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت:چه اهمیتی دارد طرف کدامیک باشی؟ قرمز باشی یا آبی، هوادار یکی باشی و یا بدخواه دیگری، در هر حال یکی از آن دو برنده است و دیگری بازنده. گاه سنگ یکی را به سینه می‌زنی و گاهی سنگی را جلوی پای دیگری می‌اندازی، در هر حال…

    ادامه‌ی داستان…

  • خال لب

    تمام بدنم را به خال لبت کوبیدم!

    ادامه‌ی داستان…

  • خالی‌بند!

    زندانِ بدون زندانی، خالی‌بند است! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت:زندان را چه کسی ساخت!؟ گناه یا خطای آشکار؟ آن کاری که همه در خفا می‌کنند چرا زندانی برایش نیست!؟ هیچ زندانی، خالی از زندانی نیست. تا وقتی قفس ساخته می‌شود گیر آوردن پرنده برای لذت بردن از حبس‌ کردنش لذت‌بخش است و کاری آسان. با هر بهانه‌ای.…

    ادامه‌ی داستان…

  • خرگوش

    خرگوش بود اما نمی‌شنید! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت:زور داشت اما استفاده نمی‌کرد، قدرت داشت اما به کار نمی‌گرفت، ایده داشت اما اجرا نمی‌کرد. خلاق بود اما خلق نمی‌کرد. باسواد بود اما نمی‌آموخت، پولدار بود اما تجارت نمی‌کرد و… کدامیک از اینهاییم؟ تردیدی نیست که در وجود هر کدام از ما یک یا چندتایی از این ویژگی‌ها…

    ادامه‌ی داستان…

  • خلافکار

    خلاف جریان آب شنا می‌کرد، خلافکار شد! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: زود رسیدن به هدف، شاید بهترین توجیه برای خلاف است، گاه در لوای قانون، گاه در پوشش بی‌قانونی و گاه در قانون خودمان. آن‌هنگام که فردی نخواهد شبیه همگان باشد و روال عادی و مرسومی را برای رسیدن به مقصد طی نکند و به‌قولی، خلاف…

    ادامه‌ی داستان…

  • خواب

    از هر چیزی خیلی راحت چشم‌پوشی می‌کرد وقتی که می‌خوابید! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت:اتفاقات ناگوار و ناروا از جلوی دیدگان پَر نمی‌کشند. آنها دقیقاً روبروی چشمانمان لانه می‌کنند و با هر یادآوری بی‌ربطی، تخم می‌گذارند تا بیشتر آزارت دهند. چشمان بیدار ما از دیدن این اتفاقات در عین حال که ناخرسندند اما باز سراغی از آنها…

    ادامه‌ی داستان…

  • خواب بیداری

    هرشب، خوابِ بیداری می بینم!

    ادامه‌ی داستان…

  • دامدار!

    حکومت تمامیت‌خواه، دامدار است!#کاریکلماتور #واژه_گردانپانوشت:توتالیتاریسم یا تمامیت‌خواهی خصیصه‌ی فرد یا حکومتی است که با دست یازیدن به قدرت، سعی در حفظ آن دارد و با استفاده از زوری که دارد برای تسلط و ماندگاری بیشتر، از ارعاب و وحشت و سرکوب و خفقان استفاده می‌کند و اهداف خود را سوار بر مرکب قانون من‌درآوردی می‌کند که…

    ادامه‌ی داستان…

  • درز!

    لای درزش، پر از مو بود!#کاریکلماتور #واژه_گردانپانوشت:همچنان که هیچکس مطلقا نه سیاه است و نه سفید؛ در زندگی هم هیچ قطعیتی وجود ندارد. هر بحثی و هر چیزی در لایه‌های پیدا و پنهان بسیاری فرو رفته که اثرگذاری زمان، مکان، قوانین و قواعد فیزیکی یا کوانتومی بر روی آن سبب عدم قطعیتش می‌شود. این یعنی، مو…

    ادامه‌ی داستان…

  • دلخور!

    او جگر نمی‌خورد، چون دلخور بود!#کاریکلماتور #واژه_گردانپانوشت:وقتی دلخوری، میلی به جگرخوری نداری. اسید معده شعله‌ور می‌شود ولی عصب معده، آب سردی است روی آن.ناراحتی، نگرانی و رنج، اژدهایی است که اشتهای آدمی را به قعر چاه بی‌میلی می‌کشاند. ازهررو خوشحالی، آرامش‌‌‌خاطر و آسودگی، طنین‌انداز آهنگ هرگونه تحرکی است؛ هرچند بسیار پیش می‌آید که دلخوری، نتیجه‌ی عکس…

    ادامه‌ی داستان…

  • دوبینی!

    صورتش یک بینی داشت، اما چشم‌هایش، دوبینی!#کاریکلماتور #واژه_گردانپانوشت:گوش و چشم و بینی و دست و زبان، درگاه‌های ورودی ماست برای شناخت این جهان. جهانی که در آن دم‌به‌دم زندگی می‌کنیم. دنیایی که می‌بوییم و می‌بینم و می‌شنویم، تمام چیزی است که ما را به آنچه هست واقف می‌کند. هرچه بیشتر در آن فرو رویم بیشتر ازش…

    ادامه‌ی داستان…

  • دوربین

    دوربینِ مدار بسته، باز نمی‌بیند! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت:  حد، خوب است وقتی نامحدود باشی، مرز، خوب است، وقتی بی‌طول و عرض باشی. هرگاه ذهن و نگاهت محدود به حد چیزی شد به‌همان اندازه، در حصار اندیشه‌ها فرو خواهی رفت، باید به بی‌نهایت میل کند تمام حد تنهایی تو. آنگاه دریچه‌ی خیالت را می‌گشایی و سفر…

    ادامه‌ی داستان…

  • دیابت

    همیشه قند توی دلش آب می‌شد اما دیابت نگرفت! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: چیزی که پزشکان اغلب نمی‌گویند، شیرین‌کردن کام از خوشی‌ها برای مبارزه با بیماری، بجای خوردن هزاران گچ رنگارنگ بی‌خاصیت است که اسم آنرا گذاشته‌اند دارو! و چیزی که مدارس نمی‌آموزند چطور شاد زیستن است. غم، آدمی را پیر می‌کند از پای در می‌آورد…

    ادامه‌ی داستان…

  • راست و دروغ

    برای اینکه ثابت کند راست می‌گوید، دروغ می‌گفت! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: چه راستی را باید گفت که چه دروغی را پنهان کرد؟ و چه دروغی را باید گفت که راست پنداشته شود!؟ جای راست و دروغ بسیار زیاد عوض می‌شود. هستند آنهایی که برای اثبات راستی، یا به دروغ متوسل می‌شوند یا راست چیز کوچکی…

    ادامه‌ی داستان…

  • زمان

    کمک‌حال من، هم گذشته است هم آینده! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: نمی‌شود گذشته را نادیده گرفت، چیزی که الان هستی تماماً از گذشته است. نمی‌شود برای آینده برنامه‌ای در ذهن نپروراند. چیزی که می‌خواهی باشی تماماً در آینده است. گذشته، حال، آینده، نمودار و چرخه‌ی حیات زمان ماست. اما برخی که در آینده سیر می‌کنند و…

    ادامه‌ی داستان…

  • سایه چشمانش!

    چشمهایش را سایه زده بود، آنقدر که مطمئن بودم، هر دو جلوی آفتاب نمی سوزیم!

    ادامه‌ی داستان…

  • سر به زیر

    گوش‌هایش سنگین بود به‌همین خاطر همیشه سر به زیر بود! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: حرف‌های زیادی هست که بیشتر اوقات نباید شنید، حرف‌هایی که شیرَت می‌کند تا به جنگ گوینده‌ی آن بروی، حرف‌هایی که مثل موریانه روح و جانت را از درون می‌خورند و تو می‌مانی یک پوسته‌ی آدم‌وار که نیاز داری به هرگفته‌ای واکنش نشان…

    ادامه‌ی داستان…

  • سرباز

    سربازان درشت‌هیکل، سنگر گرفتند، پشت خاک‌ریز! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: چه بزرگمردانی از دست رفتند در پس آرزوهای به‌ظاهر بزرگ و چه بزرگانی که بخاطر هیچ کوچک شدند تا یادشان با توهم یک خیال در پرده‌ی غبارآلود تاریخ ماندگار شود. مردانی که مردی‌اشان را به‌دست گرفتند و رفتند، از ترس به یغما نرفتن زنانگی زنانشان. وطن…

    ادامه‌ی داستان…

  • سرباز!

    سرباز، بی‌حجاب نیست!#کاریکلماتور #واژه_گردانپانوشت:مو، این زیور سر و رو، نمایی از زیبایی هست و گُل سر سبد هر سبو. مردان مو می‌کارند تا پُرپشت‌تر به‌چشم بیایند و زن‌ها موهای پُرپشت‌اشان را به پنهانی می‌گمارند! گفته‌اند زنان و دختران، موهایشان را باید در آیین و اجبار و آفرین در لفافه پنهان ‌کنند تا شبیه کوزه‌هایی باشند دستمال‌پیچ…

    ادامه‌ی داستان…

  • سرگرم!

    آدمِ سرگرم، دل‌سرد نیست!#کاریکلماتور #واژه_گردانپانوشت:ممکن نیست سرت گرم باشد و دلت سرد! مشغله‌ی فکری نه به معنای بیهوده اندیشیدن به هر چیزی، بلکه بعنوان هدفمند فکر کردن می‌تواند نجات‌دهنده‌ی ما باشد از انبوه یأس‌ و ناامیدی‌.شاید این جمله‌ی:”فکر چو بیکار شود کارگاه شیطان شود.” کمی مذهبی و تهاجمی به نظر برسد ولی معنای خوبی دارد. به‌واقع…

    ادامه‌ی داستان…

  • سلام

    سکوت، بجای جواب سلام هم، علیه السلام است!#کاریکلماتور #واژه_گردانپانوشت:هیچ‌وقت نفهمیدم این مدیران عصاقورت‌داده، که وقتی کسی به آنان سلام می‌کند چرا عین گاو سرشان را پایین می‌اندازند پایین و خود را به کوچه‌ی علی‌چپ می‌زنند؟ تصور کنید مدیری از کنار همکارانش رد می‌شود و با شنیدن سلام یا برخاستن کارکنان خود را به کری و کوری…

    ادامه‌ی داستان…

  • سنگ روی سنگ

    ملات و سیمان بیشتری ریخت تا سنگ را روی سنگ بند کند!

    ادامه‌ی داستان…

  • سیستم عصبی

    سیستم عصبی بدن انسان هم بی‌اعصاب است! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: رشته‌های عصبی، شبیه‌ی ریشه‌های پراکنده یک درخت چنان در سراسر زمین بدن ما فرو رفته‌اند که گویی در پی یافتن آب رفته باشند. اینکه هر کدامشان به هر چیزی واکنش نشان می‌دهند نشانه‌ی سلامت عصب است وگرنه بدنِ لمس، بدنِ بی‌حس و بدنِ بدون ریشه‌ی…

    ادامه‌ی داستان…

  • شاهد عینی!

    اکثر شاهدان عینی، کور هستند!#کاریکلماتور #واژه_گردانپانوشت:به پیرمرد رنجور و بی‌سوادی که حمالی می‌کرد، گفت، بجای حمالی طاقت‌فرسا، چند روز در خانه استراحت کن و دستمزد هم بگیر. فقط کافی بود به‌عنوان آخرین نفر در دادگاه شهادت بدهد که دیده شاکی، فلان زمین را به متشاکی فروخته. او هرگز دادگاه نرفته بود. اصلاً نمی‌دانست چگونه جایی است.…

    ادامه‌ی داستان…

  • شرط چاقو

    هر حرفی می‌زد زخمی در دلم باز می‌شد و هر چیزی که می‌گفت به شرط چاقو بود! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: حرف‌ها، بُرنّده‌تر از شمشیرند، خراشِ دل را بهبودی حاصل نیست از حرف‌های دلخراش. گفته‌هایی که گویاتر از هر چیزی هستند و بُرناتر از هر تیغی. چون زبان آدمی، شرط چاقوست که اگر بخواهد نفسی را…

    ادامه‌ی داستان…

  • شستشوی مغزی

    مغزش آب رفته بود از بس شستشوی مغزی شده بود! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: تکرار، تکرار و تکرار، ملکه‌ی ذهن می‌شود ناچار. در برابر تکرار روزانه‌ی هر چیزی که باشی، عاقبت شکل آن چیز را به خود خواهی گرفت و در ذهن‌ات چنان نقش خواهد بست شبیه نقش باقی مانده یک تابلو بر دیوار. آنزمان به…

    ادامه‌ی داستان…

  • شیشه‌بُر

    شیشه‌بُر، همیشه خُرده‌شیشه دارد! پانوشت:آنهایی که دائماً روی رعایت‌کردن چیزی پافشاری می‌کنند خود از ناقضان آن چیز می‌شوند! به طور مثال کسی که روی حجاب حساسیت زیادی دارد و واکنش نشان می‌دهد در ذهن از بی‌حجابی دیگران بیشتر لذت می‌برد، این مشکل از فلسفه‌ی حجاب نیست؛ بلکه مشکل دقیقاً از ذهنی‌است که با تمرکز بر…

    ادامه‌ی داستان…

  • علت و معلول

    معلول بود اما دنبال علت نمی‌گشت! کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت:معلولیت، عار نیست؛ حتی اگر شبیه همگان نشود راه رفت؛ حرف زد و یا کارهایی که مردم عادی می‌کنند را کرد. اصلاً جذابیت معلولیت در این است که می‌شود جور دیگری راه رفت بی‌آنکه وانمود کنی! می‌شود به‌گونه‌ای دیگر حرف زد بی‌آنکه خود را به‌زحمت بیندازی، می‌شود…

    ادامه‌ی داستان…

  • فرار مغزها!

    بعد از فرار مغزها، بدن‌های زیادی جا مانده! #کاریکلماتور #واژه_گردان هر رفتنی، کَندن قطعی نیست. تکه‌های زیادی از آدم جا می‌ماند. خاطرات، خانواده‌، کوچه‌ها و خیابان‌های شهر، دوستان و اقوام و همکلاسی‌ها و اساتید، باورها، الفبای دبستان و بازی‌های کودکی و … با رفتن مغزها، بدن‌ و قلب آنان جا می‌ماند، وقتی مغز باشی و…

    ادامه‌ی داستان…

  • فراموشی

    بیچاره، فراموشی گرفته بود آنقدر که فراموش کرده بود که مرا فراموش کند!

    ادامه‌ی داستان…

  • فن بیان

    از بس از خودش تعریف کرد، فن بیانش سوخت! کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت:نواقص ما زمانی به چشم می‌آیند که کمالات خود را تماماً به نمایش گذاشته باشیم! کسی که مدام از خود تعریف می‌کند در جملاتی که بر زبان می‌راند دیگر حرفی برای تعریف نمی‌گذارد! جملاتش سراسر چیزی نیست جز تکرار یک فاعل در ابتدا و…

    ادامه‌ی داستان…

  • قرص

    وقتی قرص قمرش را به من نشان داد دنبال قرص کمرم گشتم!

    ادامه‌ی داستان…

  • قفسه سینه!

    سوتین، قفسه‌ی سینه است!#کاریکلماتور #واژه_گردانپانوشت:بجای ماتیک، رُژ لب؛ بجای سُرمه، ریمل و خط چشم؛ بجای حنا، رنگ مو؛ بجای واجبی، اپیلاسیون؛ بجای سرخاب، رُژ گونه؛ بجای کُرست، سوتین و…؛ مهم نیست چه واژه‌ای در چه بازه‌ی زمانی رایج است مهم کاربرد آن است و مهم‌تر استفاده‌ی درست از آن. تمام این‌ها باید در جای خود به…

    ادامه‌ی داستان…

  • قلب تفنگ!

    قلب تفنگ هم گاهی تیر می‌کشد!#کاریکلماتور #واژه_گردانپانوشت:ما چیزی ‌بیرون نمی‌دهیم جز مجموعه‌ای از گلوله‌های چپانده شده در خشاب ذهنمان.ما شبیه تفنگیم؛ خودکار یا نیمه‌خودکار؟ مهم نیست. مهم این‌است که هميشه آماده‌ی جنگیم، آماده‌ی حمله و آماده‌ی دفاع؛ برای بقا.×××با هرچیزی تغذیه شوی از همان هم سخن خواهی راند.ظرف شخصیت وجودی و کل زیربنای تفکر ما…

    ادامه‌ی داستان…

  • قهرمان ملی

    قهرمان ملی بود، گردن‌اش را به مدال طلا آویخت! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: ارزش‌های پوشالی، تعصبات توخالی و برچسب‌های خیالی با ما چه نمی‌کنند! نشان‌های ملی، گاه از ما سربدارانی خواهد ساخت تا فقط بخاطر ماندن در یادواره‌های کوتاه، یادی از ما کنند. آن‌هنگام که وسعت جهان را به‌اندازه‌ی جایی که هستی کوچک ببینی، ملی بودنت…

    ادامه‌ی داستان…

  • قید حیات!

    مرگ همیشه در قید حیات است!#کاریکلماتور #واژه_گردانپانوشت:هیچ حقیقتی فراتر از مرگ برای انسان کهن و انسان مدرن وجود ندارد. تنها چیزی که برای زندگان بطور عادلانه در جهان تقسیم شده تا آن را در آغوش بگیرند مرگ است.مرگ، در زنده بودن گیر افتاده و یا برعکس، حیات بدون حضور مرگ کامل نیست. حیات، سلولی‌ست که…

    ادامه‌ی داستان…

  • کاریکلماتور چیست!؟

    شاید مخاطب یکی از انواع نوشته‌هایم باشید تحت عنوان کاریکلماتور. برخی ممکن است با این مفهوم آشنایی چندانی نداشته باشد.کاریکلماتور یک متن ادبی است، که در آن، با ظاهر و یا معنی واژه‌ها به شکل غافلگیرکننده‌ای بازی می‌شود که حالت طنز به خود می‌گیرد در حقیقت کاریکلماتور، کاریکاتوری از واژه‌هاست آنچنان که پارادوکسی از کلمات…

    ادامه‌ی داستان…

  • کَندن!

    به‌محض این‌که خاک، گورکن را دید، قالب تهی کرد! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: خاک، برای گورکن یک مستطیل توخالی با حداکثر طول دو متر است. چاه برای چاه‌کن یک استوانه‌ی توخالی به عمق حداقل دو متر است. بااین‌حال نه گورکن ته این آه می‌ماند نه چاه‌کن ته این چاه. ولی زندگی‌شان بر لبه‌ی این حفاری‌ها می‌چرخد.…

    ادامه‌ی داستان…

  • کوزه‌ی شکسته و کوزه‌گر

    کوزه‌ی شکسته هم بجز کوزه‌گر به کسی آب نمی‌داد! پانوشت:خواهان هرچیزی که باشی آن چیز نیز خواهان توست چه درست چه نادرست، چه شکسته چه سالم…طالب و مطلوب تمام تلاش خود را خواهند کرد تا از چیزی که طلب شده نیاز همدیگر را رفع کنند. حیات بشر سراسر مملو از عرضه و تقاضاست آنچه طلب…

    ادامه‌ی داستان…

  • گدا

    گدا بود، اما پول خوبی در می‌آورد! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: غنای اندیشه‌ی آدمی در پولی نیست که به‌دست می‌آورد بسیارند آنهایی که منش گدامآبانه‌اشان تا آخر عمر همراهشان است. آنهایی که کمتر می‌خوردند، کمتر می‌گردند، کمتر می‌پوشند و البته کمتر می‌بخشند تا آن گدایی را که در ذهن پرورانده‌اند، به گور ببرند. گدایان همیشه پول…

    ادامه‌ی داستان…

  • گرسنگی

    گرسنگی، باب میل است! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: نانِ خشک هم مزه‌ی عسل می‌دهد اگر شدیداً گرسنه باشی. در آن هنگام، مهم نیست چه چیزی برای بدنت مفید است. کالری دارد یا نه؟ ویتامین‌دار است یا پروتئین‌دار؟ بهداشتی است یا غیربهداشتی؟ اُرگانیک است یا آزمایشگاهی؟ بی‌ریخت است یا تراریخته؟ بسته‌بندی شده‌است یا فله‌ای؟ تک‌نفره است یا…

    ادامه‌ی داستان…

  • گریه

    وقتی زد زیر گریه، اشک‌هایش گُل شد! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: اشک، شبنم چشم است که در سپیده‌دم بغض روی مژگان پلک می‌نشیند. چه گریه کنیم تا شیر به ما دهند و چه شیری به ما حمله‌ور شود تا  گریه‌ی ما را در بیاورد، درهرحال، گریه، هم سهم دلِ تنگ است و هم سهم دلی که…

    ادامه‌ی داستان…

  • گلدان

    او از ریاضیات زیاد می‌دانست، ریاضیدان شد، من خوشحالم که گُلدان نشدم! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: حتی اگر روزی دست به نوشتن آنچه که آموخته‌ایم نزنیم. حتی اگر آنرا بر زبان نیاوریم. در هر حال هر کدام از ما مرجعی از داده‌ها هستیم. گاه صامت و گاه ناطق. ذهن ما شبیه یک مخزن داده‌ است پُر…

    ادامه‌ی داستان…

  • گوشه‌گیر!

    زاویه، گوشه‌گیر است! کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت:بدون گوشه‌گیری، هیچ زاویه‌ای نیست. کسی که در گوشه‌ است، نگاهش زاویه دارد به تمام دنیا. چه گوشه‌ای را بگیری تا کسی نزدیکت نشود و چه گوشه‌ای گیر کنی و نتوانی ازش بیرون بیایی، درهرحال گوشه‌گیری. چه عمدی باشد، چه سهوی!گوشه‌گیری، شاعران را به عزلت، شاغلان را به اعتزال، معتقدان…

    ادامه‌ی داستان…

  • گوشواره

    با عشوه‌ی تمام، از گوشواره‌هایش آویزان شده بود! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: همیشه چیزی هست که به آن بنازیم! یکی به ظاهرش، یکی به اندامش، یکی به خنده‌اش، یکی به افکارش، یکی به هنرش، یکی به عشق‌اش، یکی به خانواده‌اش، یکی به فرزندش، یکی به تحصیلات‌اش، یکی به شغل‌اش، یکی به حال خوبش، یکی به گذشته‌ی…

    ادامه‌ی داستان…

  • لامپ!

    لامپی که نسوزد، روشن نیست!#کاریکلماتور #واژه_گردانپانوشت: نمی‌شود دقیقاً گفت که گنج، نتیجه‌ی رنج است و یا خود رنج، یعنی گنج! زیرا بسیاری را می‌بینی که خم به ابرو نیاورده‌اند و به گنج رسیده‌اند و بسیاری هم فراوان رنج کشیده‌اند و به هیچ ارزنی هم نایل نشده‌اند.اساساً این‌که می‌گویند بزرگترین اندوخته‌ی رشد آدمی از رنج است هم…

    ادامه‌ی داستان…

  • لخت

    لُخت، بر هیچ‌کس پوشیده نیست! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت:بی‌پروا سخن‌گفتن؛ دو روی سکه، یکی شدن؛ بی‌لفافه و بی‌پرده بودن؛ رُک و پوست‌کنده و صاف و یکدست بودن، همه و همه عریان بودنِ زبان و اندیشه‌ی تو را به همگان نشان می‌دهد. شبیه این است که لُختِ لُخت در خیابان، راست‌راست راه بروی. چه زیادند آنهایی که…

    ادامه‌ی داستان…

  • مأمور پست!

    همه‌ی تولیدکنندگان محتوا، مأمور پست هستند!#کاریکلماتور #واژه_گردانپانوشت:محتوا پیش از این‌که دیجیتالی شود قبلاً هم مرسوم بود. حتی از آیاتی که رسولان بر مردم می‌خواندند تا پیام‌آور ایمان یا تفکر باشند نیز این رویه رواج داشت. حتی سنگ نبشته‌ها و کتیبه‌ها، سنگ‌نگاره‌ها و همه و همه یادآور انتقال پیامی بوده توسط یک نفر که خواسته چیزی را…

    ادامه‌ی داستان…

  • مشکوک به ابتلا

    مشکوک به ابتلا بودم، تمام علایم را هم داشتم، اما پس از تست، فهمیدم عاشق نیستم!

    ادامه‌ی داستان…

  • مقاومت در تغییر

    هیچ تغییری بدون مقاومت نیست! حتی زمانی که ترمز می‌کنید مقاومت آسفالت، پوست لاستیک خودروی شما را می‌کَند اما شکی نیست که این برای تصادف نکردن بسیار لازم است!

    ادامه‌ی داستان…

  • میگو

    خیام، میگو است! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت:اگر بگویم که خیام، میگو است خنده‌ات می‌گیرد!؟ بله خیام از می بسیار می‌گفت. در جای‌جای ادبیات و عرفان تعابیر بسیاری از می که خیام و دیگر عرفا و شاعران به کار می‌بستند هست. سرخوشی و میگساری شاید برداشت‌های رایجی‌است که بسیاری آنرا پذیرفته‌اند اما اگر شراب، آن جواهر زندگی…

    ادامه‌ی داستان…

  • ن…گفتن

    بهش گفتم نه گفتن را بیاموز، نگفتن را آموخت…!

    ادامه‌ی داستان…

  • نا

    دهن‌اش بوی نا می‌داد چون نایی برای رفتن نداشت.

    ادامه‌ی داستان…

  • نقد!

    نقد کردن دیگران کاری ندارد، فقط باید تا بانک بروی! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: هر آدمی قیمتی دارد و اعتباری، چیزی شبیه چِک! می‌شود نقدش کرد، گاهی خیلی ارزان و گاهی ارزشمندتر از آن! همیشه ناقد خوب، عاقد پیوند ما با تلاش بیشتر است، برای رشد و بهبودی! برخی نگاه منفی دارند. تردید نکنید که اینان…

    ادامه‌ی داستان…

  • نمکدان!

    نمکدان، نمک‌نشناس نیست!#کاریکلماتور #واژه_گردانپانوشت:دانایی، آدمی را بامعرفت می‌کند. وقتی بدانی، شناخت خواهی داشت؛ آدمی که شناخت دارد، دنیا را جای بهتری برای زیستن می‌بیند حتی اگر آن را جای بهتری برای زیستن نکند! او اگر باری از دوش این جهان برندارد، باری هم روی دوش آن نمی‌گذارد. زیرا پاسخ چرا، چطور و چگونه و… را می‌داند.…

    ادامه‌ی داستان…

  • نه!

    با این‌که “دست به خیر” است، اما نمی‌تواند “نه” بگوید!#کاریکلماتور #واژه_گردانپانوشت:نه گفتن سخت است برای کسی که تمام عمر را با بله گفتن بزرگ شده. سخت است برای کسی که خیر مردم را می‌خواهد اما خیر خود را نه! اگر خیر خود را می‌خواست راحت می‌گفت:”نه!”. تردیدی نیست تا وقتی در جمعی حضور داریم، بیشترین چیزی…

    ادامه‌ی داستان…

  • هوادار

    بادکنک، هوادار است! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت:هوادار یعنی طرفدار سرسخت چهره‌ها، چه در ورزش باشد چه در سینما، چه در سفر، چه در هنر، چه در کار و چه بر روی دار. گفتارها، رفتارها و خط زندگی آنها، ما را مجذوب خود می‌کند تا از آن چهره، در خیال خود قدیسی بسازیم که مبرا از هر…

    ادامه‌ی داستان…

error: لینک های همرسانی مطلب در سمت چپ صفحه هست دوست داشتی به اشتراک بگذار!